ਆਦਿ ਕਉ ਬਿਸਮਾਦੁ ਬੀਚਾਰੁ ਕਥੀਅਲੇ ਸੁੰਨ ਨਿਰੰਤਰਿ ਵਾਸੁ ਲੀਆ ॥
aad kau bisamaad beechaar katheeale sun nirantar vaas leea |

ما فقط می توانیم یک حس شگفتی را در مورد آغاز بیان کنیم. آن زمان مطلق در اعماق خودش ماندگار شد.

ਅਕਲਪਤ ਮੁਦ੍ਰਾ ਗੁਰ ਗਿਆਨੁ ਬੀਚਾਰੀਅਲੇ ਘਟਿ ਘਟਿ ਸਾਚਾ ਸਰਬ ਜੀਆ ॥
akalapat mudraa gur giaan beechaareeale ghatt ghatt saachaa sarab jeea |

رهایی از میل را در نظر بگیرید تا گوشواره خرد معنوی گورو باشید. خداوند واقعی، روح همه، در درون هر قلب ساکن است.

ਗੁਰ ਬਚਨੀ ਅਵਿਗਤਿ ਸਮਾਈਐ ਤਤੁ ਨਿਰੰਜਨੁ ਸਹਜਿ ਲਹੈ ॥
gur bachanee avigat samaaeeai tat niranjan sahaj lahai |

از طریق کلام گورو، فرد در مطلق ادغام می شود و به طور شهودی جوهر بی آلایش را دریافت می کند.

ਨਾਨਕ ਦੂਜੀ ਕਾਰ ਨ ਕਰਣੀ ਸੇਵੈ ਸਿਖੁ ਸੁ ਖੋਜਿ ਲਹੈ ॥
naanak doojee kaar na karanee sevai sikh su khoj lahai |

ای ناناک، آن سیک که راه را می جوید و می یابد به دیگری خدمت نمی کند.

ਹੁਕਮੁ ਬਿਸਮਾਦੁ ਹੁਕਮਿ ਪਛਾਣੈ ਜੀਅ ਜੁਗਤਿ ਸਚੁ ਜਾਣੈ ਸੋਈ ॥
hukam bisamaad hukam pachhaanai jeea jugat sach jaanai soee |

فرمان او شگفت انگیز و شگفت انگیز است. او تنها به فرمان خود پی می برد و راه واقعی زندگی مخلوقات خود را می داند.

ਆਪੁ ਮੇਟਿ ਨਿਰਾਲਮੁ ਹੋਵੈ ਅੰਤਰਿ ਸਾਚੁ ਜੋਗੀ ਕਹੀਐ ਸੋਈ ॥੨੩॥
aap mett niraalam hovai antar saach jogee kaheeai soee |23|

کسی که خودبزرگ بینی خود را از بین می برد، رها می شود. او به تنهایی یک یوگی است که خداوند واقعی را در اعماق درون خود جای داده است. ||23||

ਅਵਿਗਤੋ ਨਿਰਮਾਇਲੁ ਉਪਜੇ ਨਿਰਗੁਣ ਤੇ ਸਰਗੁਣੁ ਥੀਆ ॥
avigato niramaaeil upaje niragun te saragun theea |

او از حالت وجود مطلق خود، صورت معصوم را به خود گرفت. از بی شکل، او شکل عالی را به خود گرفت.

ਸਤਿਗੁਰ ਪਰਚੈ ਪਰਮ ਪਦੁ ਪਾਈਐ ਸਾਚੈ ਸਬਦਿ ਸਮਾਇ ਲੀਆ ॥
satigur parachai param pad paaeeai saachai sabad samaae leea |

با جلب رضایت گوروی حقیقی، مقام عالی به دست می آید و فرد در کلام حقیقی شاباد جذب می شود.

ਏਕੇ ਕਉ ਸਚੁ ਏਕਾ ਜਾਣੈ ਹਉਮੈ ਦੂਜਾ ਦੂਰਿ ਕੀਆ ॥
eke kau sach ekaa jaanai haumai doojaa door keea |

او پروردگار حقیقی را یگانه می داند. او خودخواهی و دوگانگی خود را به دور می فرستد.

ਸੋ ਜੋਗੀ ਗੁਰਸਬਦੁ ਪਛਾਣੈ ਅੰਤਰਿ ਕਮਲੁ ਪ੍ਰਗਾਸੁ ਥੀਆ ॥
so jogee gurasabad pachhaanai antar kamal pragaas theea |

او به تنهایی یک یوگی است که کلام شاباد گورو را درک می کند. نیلوفر قلب از درون شکوفا می شود.

ਜੀਵਤੁ ਮਰੈ ਤਾ ਸਭੁ ਕਿਛੁ ਸੂਝੈ ਅੰਤਰਿ ਜਾਣੈ ਸਰਬ ਦਇਆ ॥
jeevat marai taa sabh kichh soojhai antar jaanai sarab deaa |

اگر کسی در حالی که زنده است مرده بماند، پس همه چیز را می فهمد. او خداوند را عمیقاً می شناسد که با همه مهربان و مهربان است.

ਨਾਨਕ ਤਾ ਕਉ ਮਿਲੈ ਵਡਾਈ ਆਪੁ ਪਛਾਣੈ ਸਰਬ ਜੀਆ ॥੨੪॥
naanak taa kau milai vaddaaee aap pachhaanai sarab jeea |24|

ای نانک، او را به عظمت شکوهمند برکت داده است. او خود را در همه موجودات می شناسد. ||24||

Sri Guru Granth Sahib
اطلاعات شبد

عنوان: راگ رامکلی
نویسنده: گرو نانک دیو جی
صفحه: 940
شماره خط: 11 - 17

راگ رامکلی

عواطف رامكلي مانند عواطف معلم عاقل است كه شاگرد خود را تنبيه مي كند. دانش آموز از درد یادگیری آگاه است، اما همچنان از این واقعیت آگاه است که در نهایت برای بهترین است. به این ترتیب رامکلی تغییر را از همه چیزهایی که با آن آشنا هستیم به چیزی که مطمئن هستیم بهتر خواهد شد منتقل می کند.